تبليغاتX
بلاگ مقالات رستمی
بلاگ مقالات رستمی

دینی-اجتماعی-سیاسی

 

سوال:
بسمه تعالي
جامعه محترم مدرسين حوزه علميه قم
سلام عليكم
مرجعيت شيعه خورشيد پر فروغي است كه در قرون متمادي همواره پشتيبان اسلام
و خط راستين اهل بيت(عليهم السلام) بوده است. اين مسئوليت خطير همواره
شايسته‌ي مرداني بوده است كه واجد شرائط شرعي مذكور در روايات ائمه اطهار
(عليهم السلام) باشند نظر به اهميت اين موضوع و با توجه به پرسشهاي مكرّر
هموطنان درباره‌ي مرجعيت آقاي حاج شيخ يوسف صانعي خواهشمند است آن جامعه
محترم كه همواره مرجع تشخيص اين موضوع بوده نظر خود را درباره‌ي مرجعيت
ايشان اعلام فرمايند.

با سپاس جمعي از استادان و فضلاي حوزه هاي‌ علميه

پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم

با توجه به پرسش‌هاي مكرّر مؤمنان، جامعه مدرسين حوزه‌ي علميه قم براساس
تحقيقات به عمل آمده در يك سال گذشته و پس از جلسات متعدد به اين نتيجه
رسيده است كه ايشان فاقد ملاكهاي لازم براي تصدّي مرجعيت مي‌باشد.
 جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

حضرت امام (ره )در آخرین روزهای عمر پر برکت خود به آیت الله مشکینی
فرمودند: به فرزندان انقلابیم بفرمایید که تندروی عاقبت خوبی ندارد اگر
آنان جذب حضرات آقایان جامعه مدرسین حوزه علمیه نشوند در آینده گرفتار
کسانی خواهند شد که مروج اسلام آمریکایی هستند …

شناخت اسلام ناب
حضرت امام خميني(ره) نمايشگر خط ميانه و تفكر ناب اسلامي بودند. حضرت روح
الله الموسوي الخميني در يك زمان رشيدانه و قدرتمند در دو جبهه با تحجر و
التقاط مبارزه كردند و الگوي زيبايي از عقلانيت انقلابي را براي تاريخ
باقي گذاشتند.  مسلم است كه امام خميني توسعه دهنده فقه شيعه و بلكه
احياگر انديشه حاكميت ديني در دوران معاصر است و به مساله زمان و مكان به
عنوان دو عنصر اساسي در فقه معاصر توجه داشتند ولي در عين حال يكي از
شاخصه‌هاي اسلام ناب از منظر امام خميني(ره) استناد فهم ديني به روش
ريشه‌دار و تاريخي فقاهت سنتي در حوزه‌هاي علمي است كه در پيام ايشان به
نام منشور روحانيت، از اين روشمندي به التزام به فقه جواهري ياد شده است.
حركت در خط اسلام ناب چونان گام برداشتن بر تار موي و سير  بر لبه شمشير
است. كوچك‌ترين افراط و تفريط موجب انحراف از صراط مستقيم خواهد بود.
اعتراض جامعه مدرسين حوزه علميه قم به فتاواي آيت الله صانعي به معناي
اعتراض به روشي ساختار شكن در فقه است كه بدون تبيين مباني اصولي و روش
اجتهادي خود پا را از چارچوب‌هاي روشن و ثوابت فقه جواهري فراتر گذاشته
است.
سخن بر سر سرنوشت  و آخرت عده‌ زيادي از مسلمانان شيعه است كه از ايشان
تقليد مي‌كردند بنابراين شايسته است بدون هيچ گونه حب و بغض، پيش داوري و
فارغ از مباحث ديگر به بررسي مباني اظهار نظر جامعه مدرسين بپردازيم تا
بتوانيم حجت شرعي را در اين مساله براي خود و ديگران تمام كنيم.
شايد برخي گمان كنند كه نوانديشي‌ها و تحولات فكري امام خميني(ره) با
فتاواي آيت الله صانعي همسو بوده است و ايشان به جهت شاگردي امام خميني
(ره) در همان مسير قدم برمي‌دارند در حالي كه مباني نوانديشي مطرح شده از
طرف امام خميني(ره) كه بارها و بارها از طرف پژوهشگران و شاگردان ايشان
تبيين شده است، با روح و روش حاكم بر فتاواي آيت الله صانعي متفاوت است.

واقعا دردناك است
مسلم است شنيدن و خواندن چنين اظهار نظري درباره شخصيتي كه سالها در
جايگاه مرجعيت بوده بسيار دردناك است. دست كم مقلدان ايشان را دچار ترديد
در سرنوشت ديني خود مي‌كند. ولي نمي‌توان با تعارف و كتمان حقايق، تلخي
برخي واقعيت‌ها مخفي نمود. براي رسيدن به درمان بايد دردها را شناخت.
بايد واقعيت‌ها پذيرفت و تلاش نمود از بحران‌هاي به وجود آمده با بصيرت و
عقلانيت ديني گذر نمود تا با كمترين آسيب مواجه شد. نوشتار زير تلاشي است
براي روشنگري ابعاد مختلف نظر جامعه مدرسين حوزه علميه قم درباره مرجعيت
آيت الله صانعي.

بررسي فقهي راه‌هاي شناخت مرجع تقليد
در رساله عمليه مراجع در باب اجتهاد و تقليد براي شناخت مرجع تقليد سه
راه بيان شده است:
1.    خود انسان يقين كند مثل اينكه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و
اعلم را تشخيص دهد.
2.    دو نفر عالم عادل كه مي‌توانند مجتهد و اعلم كسي را تصديق كنند به
شرط آن كه دو نفر عادل ديگر با گفته آنان مخالفت ننمايد.
3.    عده‌اي از اهل علم كه مي‌توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند و از
گفته آنان اطمينان پيدا مي‌شود، مجتهد يا اعلم بودن كسي را تصديق كنند.
راه نخست نيازمند تخصص خود مقلد است يعني شخص مقلد با علوم ديني و شيوه‌
اجتهاد آشناست ولي هنوز به مرحله اجتهاد نرسيده و نيازمند مراجعه به
مراجع تقليد است. چنين شخصي بايد با استفاده از تخصص خود و مقايسه ميان
فتاوا و روش‌هاي اجتهادي علما خود به نتيجه برسد.
راه دوم اعتماد به شهادت دو نفر عادل است كه البته نبايد شهادت معارض در
بين باشد. برخي علما اضافه فرموده‌اند حتي شهادت يك نفر خبره قابل وثوق و
اطمينان هم در اين جا كافي است.
راه سوم را به عبارت‌هاي مختلف بيان كرده‌اند: برخي بيان فرموده‌اند كه
در ميان اهل علم و محافل علمي مشهور باشد  به گونه‌اي كه انسان يقين پيدا
كند او اعلم است.
برخي فرموده اند از هر راهي كه انسان به علم و يقين مي‌رسد از جمله
مراجعه به مجموعه‌اي از اهل علم.
برخي ديگر از فقها هم مراجعه به عدّ‌ه‌اي از اهل علم را به عنوان راهي
عقلايي براي شناخت اعلميت يا مرجعيت اشخاص معرفي كرده‌اند.
عده‌اي حتي شهرت و شيوع را هم به گونه‌اي كه براي انسان علم آور باشد،
راهي براي شناخت مرجع تقليد بيان كرده‌اند.
با توجه به فتواهاي صريح مراجع بزرگوار تقليد روشن مي‌شود اگر مقلد خود
توان شناخت مرجع تقليد را نداشت، يا شهادت دو نفر عادل يا يك نفر خبره
موثق معارض داشت به راه‌هاي متعارف و عقلايي شناخت مرجع تقليد رجوع
مي‌كند كه اغلب مراجع تقليد بزرگوار در ميان اين راه‌ها مراجعه به گروهي
از عالمان خبره و دين شناس را ذكر كرده‌اند.

جامعه مدرسين مشاور امين جامعه
بر اساس همين مبناي روشن فقهي بوده است كه تعداد قابل توجهي از فقهاي
حوزه علميه قم دور هم جمع شده و بعد از تشكيل جامعه مدرسين حوزه علميه قم
مشاوره كارشناسي خود را به مومنان در اين زمينه كه مهمترين مساله ديني
شيعيان است ارايه مي‌كنند. مسلما تشخيص مرجع تقليد وظيفه‌اي است به عهده
مقلدان است. خود مقلد با استفاده از راه‌هاي مطرح شده بايد به علم يا
اطمينان برسد و مراجعه به نظر گروه كارشناسان خبره هم راهي است براي به
يقين يا اطمينان رسيدن افراد.

اغلب مراجع تقليد كنوني و برخي مراجع فوت شده مانند آيت الله فاضل
لنكراني، سابقا عضو جامعه مدرسين حوزه علميه بوده‌اند. نكته جالب‌تر اين
است كه آيت الله صانعي خود نيز پيشتر عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم
بوده است. بنابراين در توان علمي و وزن شخصيتي اعضاي جامعه مدرسان
نمي‌توان تشكيك كرد.
البته سايت اطلاع رساني جامعه مدرسين اعضاي كنوني و اعضاي سابق را در دو
ستون جداگانه ذكر نموده و به شكل شفاف ميان اين دو دسته(اعضاي كنوني و
اعضاي سابق) تفكيك نموده است تا مشخص باشد تصميمات جديد جامعه توسط چه
كساني اتخاذ مي‌گردد.

اظهار نظر نه عزل و نصب
همچنان كه در مباحث فقهي مطرح شده بالا ملاحظه فرموديد يكي از راه‌هاي
شناخت مرجع تقليد مراجعه به گروهي از عالمان دين شناس است به گونه‌اي كه
از اظهار نظر و مشاوره آنان براي انسان اطمينان به دست بيايد. از سوي
ديگر براي همين عالمان نيز كتمان علم و اظهار نظر تخصصي خود حرام است.
بايد در موقعيت‌هاي حساس تاريخي با شجاعت نظرات خود را بيان كنند تا
جامعه راه صحيح را پيدا كند. بنابراين جامعه مدرسين با معرفي مراجع محترم
تقليد، به هيچ وجه كسي را نصب نكرده و با اعلام عدم صلاحيت شخصي براي
جايگاه مرجعيت او را عزل ننموده است.

نگاهي تاريخي به عزل برخي مراجع تقليد
روشن شد كه بيانيه جامعه مدرسين اساسا عزل نبوده است ولي بيان نكته‌اي در
اين جهت نيز ضروري است: برخي ادعا كرده‌اند كه در تاريخ هيچ گاه مراجع از
طرف كسي عزل نشده‌اند. متأسفانه چنين ادعايي واضح البطلاني چشم بستن
دربرابر نمونه عيني تاريخ معاصر در انقلاب اسلامي است. آيا واقعا كساني
كه اين مطلب را بيان كرده‌اند محاكمه، خلع لباس و عزل آيت الله
شريعتمداري از مقام مرجعيت را با حكم رسمي دادگاه جمهوري اسلامي فراموش
كرده‌اند؟ بر فرض اگر مجموعه‌اي سياسي با ايجاد ارتباط با يكي از مراجع،
از موقعيت ديني آن مرجع در جهت اهداف سياسي خاص خود بهره‌برداري كرد و
ايشان را به فضاي مبارزه براندازانه با نظام كشاند و نظام بعد از تحمل و
مدارا و سكوت فراوان به ناچار مجبور به برخورد قضايي با آن مرجع شد، آيا
خلاف شرع انجام داده است؟ بايد نظام در مقابل ايشان سكوت نمايد؟
چند سال گذشته نيز برخي مراجع حوزه علميه قم مانند آيات عظام تبريزي،
وحيد خراساني، صافي گلپايگاني و ...  نسبت به ديدگاه‌هاي اعتقادي آيت
الله فضل الله انتقادات تندي را مطرح كردند و اعتقاد خود را درباره
مرجعيت ايشان اعلام كردند. هر چند به برخي مسايل حاشيه‌اي اين مساله
نقدهايي وارد است و چه اين كه كسي ديدگاه علامه فضل الله را بپذيريد يا
نظر ديگر مراجع بزرگوار تقليد را، به هر حال اعلام عدم صلاحيت مرجعيت از
طرف خود مراجع يا علماي بزرگ حوزه  در تاريخ بسياري اتفاق افتاده است.
 بايد حساسيت‌هاي فقهي حوزه و واكنش‌هاي به هنگام عالمان بيدار ديني را
در قبال انحرافات فكري پذيرفت و از آن استقبال نمود نه اين كه با زدن انگ
سياسي بازي به واكنش‌ها، مساله را لوث نمود.

نگفته‌اند ايشان مجتهد نيست
هيچ كس ادعا نكرده است كه جناب آيت الله صانعي مجتهد نيست. بلكه اشكال
روشن جامعه مدرسين حوزه علميه قم به برخي فتواهاي شاذ و بلكه فتواهايي
است به صراحت مصداق بدعت در دين به شمار مي‌آيد. بنابراين استناد به
تاييد اجتهاد ايشان از طرف امام خميني(ره) و سپردن مسووليت‌هايي كه منوط
به احراز اجتهاد است به هيچ وجه نمي‌تواند توجيه گر فتواهاي نادرست ايشان
باشد. ايشان هم به عنوان شخصي مجتهد بر اساس مباني خود (كه قابل نقد است)
مي‌توانند ديدگاه‌هايي را مطرح كنند ولي سخن بر اين است كه چنين
ديدگاه‌هايي قابليت طرح توسط مرجع تقليدي از شيعيان هست يا خير؟

عدم دفاع فقهي مراجع و مجتهدان
فتاواهاي ويژه جناب آقاي صانعي روشن است. در اين مقاله نيز قصد بررسي و
بازنگري يا طرح و نقد فقهي اين فتواها را نداريم. شايد مقلدان ايشان با
اين نوع فتواها بيشتر از بقيه آشنا باشند. نكته مهم اين كه تا كنون هيچ
يك از مراجع تقليد، فقهاي شيعه يا حتي مدرسان سطوح عالي و خارج فقه و
اصول از فتاواي ويژه آيت الله صانعي دفاع مستدل و مستند فقهي نكرده‌اند.
نشريات تخصصي فقهي مختلفي در حوزه علميه نگاشته مي‌شود، سالانه پايان
نامه‌هاي متعددي در مباحث مختلف فقهي نگاشته مي‌شود ولي در اين ميان
مشاهده نشده شخصيت قابل توجه علمي به دفاع از ديدگاه‌هاي خاص ايشان
بپردازد.
حتي دفتر آيت الله منتظري بعد از فوت ايشان، آيت الله صانعي را به عنوان
جانشين ايشان معرفي نكرد و جواز بقا بر تقليد ميّت را مطرح كرده، مقلدان
آيت الله منتظري را به باقي ماندن بر تقليد از ايشان دعوت نمود.

در پرسش‌هايي كه از دفتر برخي مراجع بزرگوار تقليد به عمل آمده اغلب
مساله را به يقين و اطمينان مكلفان منوط كرده‌اند و خود از تعيين مصداق و
مشخص كردن موضوع اختلافي پرهيز كرده‌اند. ولي مناسب است ولي اگر درباره
برخي فتواهاي مطرح شده از طرف آيت الله صانعي از دفتر مراجع سوال شود،
روشن مي‌گردد كه هيچ كدام دفاعي از چنين فتواهايي نخواهند نمود.

اجتهاد در برابر نص ممنوع است
بخشي از فتواهاي ويژه آيت الله صانعي فتواهايي شاذ در مقابل فتاواي مشهور
است. لي در بسياري از موارد هيچ مسلماني شيعه يا سني چنين فتواهايي فقهي
صادر نكرده است چون متن فتاوا مخالف نص صريح قرآن يا سنّت قطعيه است.
بسيار روشن است كه «اجتهاد در برابر نص» ممنوع است. دايره و چارچوب
اجتهاد، محدوده احكام گماني است نه احكام يقيني شرع.

اگر برخلاف قرآن بود به ديوار بكوبيد
برخي از اين فتواها مخالف نص صريح قرآن است. احاديث فراواني از اهل بيت
به ما رسيده است كه مبناي بحث و گفتگوهاي فراوان در دانش اصول فقه شده
است و به عنوان روشي در شناخت احاديث صحيح از احاديث ساختگي مورد پذير
عالمان شيعه قرار گرفته است: عرضه روايت به قرآن. در اين روايات قرآن به
عنوان منبع معرفت اصيل ديني معرفي شده است. چون جريان‌هاي مختلف فكري و
سياسي براي رسيدن به اهداف خود دست به جعل حديث زده بودند، اهل بيت(عليهم
السلام) اين روش را به دين شناسان شيعه معرفي كردند: اگر رواياتي وجود
داشته باشد كه با محتواي قرآن سازگار نباشد، بايد به ديوار كوبيده شود و
اهل بيت(ع) از چنين احاديثي بي‌زاري جسته‌اند. اين برخورد قاطع درباره
رواياتي است كه به معصوم نسبت داده مي‌شود تا چه رسد به فتواي فقهي مخالف
قرآن كه برداشت مجتهد از كتاب و سنّت است. بنابراين اگر روزي مجتهدي با
متن صريح قرآن يا سنّت قطعي پيامبر يا اهل بيت مخالفت نموده فتوايي
برخلاف گويه‌هاي روشن قرآن و سنّت ارايه كند اين فتاواها نه تنها اعتبار
ندارد بلكه بايد از آن برائت جست.

ديدگاه امام خميني(ره) درباره ايشان
در برخي بيانه‌ها كه در دفاع از مرجعيت آيت الله صانعي صادر شده، به برخي
جملات حضرت امام خميني(ره) درباره ايشان استناد شده است. مسلما اين جملات
سال‌ها قبل از صدور فتاواي اخير آيت الله صانعي مطرح شده است. فتواهاي
ويژه آيت الله صانعي سال‌ها بعد از رحلت امام خميني(ره) صادر شده است.
جالب اين است كه بخشي از تأييدهايي كه از امام خميني(ره) درباره ايشان
مطرح شده، با توجه به موضع‌گيري سياسي ايشان در مخالفت با منافقان بوده
است. بنابراين براي شناخت نظر امام خميني(ره) در امروز بايد به مواضع
ايشان و جريان حامي از ايشان در برابر مخالفان قسم خورده نظام جمهوري
اسلامي در خارج از كشور توجه نمود.

يا ايستادگي در برابر بدعت يا نفرين الهي!
«هنگامي كه بدعت‌ها آشكار شد بر عالمان ديني واجب است دانش خود را آشكار
كنند مستوجب نفرين الهي خواهند بود».
پيشوايان معصوم با بيان چنين احاديثي وظيفه سنگين پاسداري از اقاليم قبله
و حساسيت نسبت به حفظ مرزهاي تفكر ديني، به وي‍ژه روشنگري بدعت‌ها را به
عهده عالمان ديني گذاشته‌اند. در مقابل بدعت‌ها بايد چون كوه ايستادگي
كرد. در روايات كسي كه در بيان حق سكوت مي‌كند به شيطان گنگ تشبيه شده
است. اين جا ديگر جايگاه مدارا و نرمش نيست. عبور از ثوابت قرآن و سنّت
خط قرمز انديشه ديني است. برخي گمان مي‌كنند كه وظيفه عالمان ديني فقط
شناخت متون ديني است. عالم ديني تنها قرآئت كننده متن ديني نيست. عالم
دين پاسبان مرزهاي تفكر ديني است. فرياد كشيدن و روشنگري در برابر
انحراف‌ها وظيفه عالم ديني است. در شرايط فتنه‌ كه حق با باطل آميخته
مي‌شود اگر عالمان ديني سكوت كرده به وظيفه خود عمل نكنند مستوجب خشم و
نفرين الهي خواهند بود. بنابراين بسيار طبيعي است مجموعه‌اي علمي و
انقلابي مانند جامعه مدرسين حوزه علميه در برابر ديدگاه‌هاي آيت الله
صانعي موضع صريح و منتقد داشته باشد.

همه حق دارند نظر سياسي بدهند
به اعتقاد نگارنده اين سطور تمامي مراجع علاوه بر نقش پدر فكري و معنوي
جامعه حق دارند ديدگاه سياسي خود را در شرايط تعيين كننده مانند انتخابات
يا اختلاف‌هاي سياسي شديد داخلي و خارجي مطرح كنند. هر چند برخي اظهار
نظرها به عنوان فتواي شرعي از طرف مراجع تقليد مطرح نمي‌شود، در برخي
مسايل اين ديدگاه ها و نظرات تشخيص مصداق و موضوع است كه به عهده مكلف
است نه مرجع، ولي عده‌ زيادي از مردم به ويژه مقلدان مراجع، با توجه به
احترام و جايگاهي كه براي اين بزرگان قائلند به نظرات‌شان توجه خاص
دارند. طبيعي است كه مراجع تقليد در اين اظهار نظرها الگوي تمام عيار
مردم هستند و رفتار و گفتارشان معيار فرهنگ سازي ديني خواهد بود. اخلاق
ديني جامعه بر اساس رفتار اين بزرگان شكل خواهد گرفت.
بر همين اساس هم معتقديم جناب آيت الله صانعي هم‌مانند هر شهروند ديگر حق
اظهار نظر سياسي داشته و دارند ولي متاسفانه ايشان نه تنها در مسايل
سياسي كه حتي در اختلافات فقهي خود با مراجع ديگر برخوردهاي تند و دور از
توقعي با برخي مراجع بزرگوار داشته‌اند. بدون  اين‌كه بخواهيم مواضع و
جهت‌گيرهاي سياسي ايشان را مورد بحث و بررسي قرار بدهيم فقط به يك
موضع‌گيري ايشان اشاره كوتاه مي‌كنيم. با تمام نقدهايي كه ايشان به شخص
آقاي دكتر احمدي نژاد داشته و دارند، تعبير به حرامزاده و ذكر كنايه‌هايي
كه بسيار بليغ‌تر از تصريح بود، بار حقوقي و فقهي مشخصي دارد كه يقينا در
شأن يك مرجع تقليد نيست.

رگه‌هاي جدايي دين از سياست
متأسفانه گفتمان تفكر سكولار چنان در كشور ما رخنه كرده كه برخي
بيانيه‌ها ناخواسته و نفهميده رنگ و بوي سكولار را به خود گرفته است.
عده‌اي از مدافعان مرجعيت آيت الله صانعي تلاش كردند كه جامعه مدرسين
حوزه را گروهي سياست باز معرفي كنند كه شايستگي اظهار نظر در اين چنين
مسايلي را ندارد. گويي اگر عالمي موضع‌گيري سياسي كرد ديگر عالم ديني
نيست!! در حالي كه اولا اين مجموعه گروهي كاملا حوزوي و شناخته شده هستند
و ثانيا حضور و روشنگري و اظهار نظر عالمان ديني در مسايل سياسي با حفظ
شوون و اخلاق و زي طلبگي مورد توصيه هميشگي امام خميني(ره) بوده است.
تمامي اعضاي محترم جامعه مدرسين حوزه علميه قم، مجتهداني فرهيخته و درد
آشنا و استوانه‌هاي حوزه علميه هستند و اعلام اين ديدگاه به هيچ وجه
روندي خلاف عرف حوزه‌هاي علميه نبوده است. معمولا مردم براي شناخت مرجع
تقليد به كارشناسان و خبرگان حوزوي مراجعه مي‌كرده‌اند با توجه به صدور
فتاواي ويژه آيت الله صانعي نيز اين پرسش از جامعه مدرسين حوزه مطرح شده
كه پاسخ داده‌اند. بنابراين هيچ گونه عزل يا نصبي در اين زمينه صورت
نگرفته است.  عده‌اي تلاش دارند اين مجموعه را گروهي سياسي صرف بنامند در
حالي كه جامعه مدرسين حوزه علميه قم با نگاه انقلابي خود علاوه بر مواضع
روشن سياسي، مجموعه اي از فقهاي دين شناس هستند كه سال ها محور تدريس
دروس حوزوي بوده‌اند و اساسا شأن نخست اين مجموعه اظهار نظر درباره
مهم‌ترين مناصب ديني است.
جامعه مدرسين حوزه علميه قم هيچ گاه وامدار حكومت نبوده است. در هر جا كه
ديدگاهي را قبول نداشته بيان كرده است. مواضع اين جامعه در دوره‌هاي
مختلف بيانگر استقلال جامعه مدرسين و التزامش به خط فكري ثابت خود
مي‌باشد.

اعضاي جامعه مدرسين شناخته شده هستند
دفتر آيت الله صانعي اعلام كرده صبر مي‌كند تا اعضاي شركت كننده در جلسه
برگزار شده براي اين تصميم و سطح علمي آنها را بشناسد و به دليل ابهامات
موجود در اين زمينه فعلا اظهار نظر نمي‌كند. طبق اعلام انجام شده اغلب
اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم به اين نظر راي داده‌اند. اسامي و
زندگي نامه علمي و سياسي  تمامي اعضاي سابق و كنوني اين جامعه محترم در
سايت جامعه مدرسين منتشر شده است و براي شناخت آنان نيازمند صبر نيست.
براي شناخت دقيق‌تر اعضاي محترم به سايت جامعه مدرسين مراجعه بفرماييد:
http://www.jameehmodarresin.org/

پرهيز جامعه مدرسين از حاشيه‌هاي تفرقه آميز
بنا به سخنان جناب آيت الله يزدي جامعه مدرسين به نيروهاي امنيتي توصيه
اكيد داشته است كه مواظب باشند عده‌اي از اين اظهار نظر ديني سوء استفاده
نكنند و براي ايشان مزاحمت ايجاد نكنند و اساسا با محدوديت يا تعطيلي درس
ايشان هم موافق نبوده‌اند. بنابراين مسوولان و اعضاي جامعه مدرسين حوزه
مخالفت خود را با هر گونه حركت نسنجيده و اختلاف برانگيز به صراحت اعلام
كرده‌اند.

جان سخن
خلاصه كلام اين كه جامعه مدرسين مجموعه‌اي از مجتهدان انقلابي و مستقل
هستند كه متناسب به وظيفه ديني خود  در عرصه هاي مختلف فكري و ديني نقش
مشاوري امين را براي جامعه بازي كرده‌اند.  البته نگارنده اين سطور قصد
ندارد كه تمامي مواضع اين مجموعه را تأييد نمايد بلكه خود نيز به برخي
ديدگاه‌ها و روش‌ها نقدهايي دارد ولي به جد معتقد به حفظ حريم اين نهاد
ارزشمند و مشروعيت مواضع ديني اين گروه از جمله اظهار نظر اخير اين
بزرگواران درباره مرجعيت آيت الله صانعي مي‌باشد.
در پايان مناسب است براي رفع هر گونه شبهه و دفع تهمت‌هاي مطرح شده
درباره نظر اخيرجامعه مدرسين حوزه علميه بار ديگر متن پرسش و پاسخ مذكور
بازنگري شود:

 

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 15:40 توسط علی رستمی| |

این هم تعدادی از تصاویر اغتشاش گران و حرمت شکنان عاشورای ابی عبدالله الحسین علیه السلام

که  در صورت شناختن احدی از آنها به شماره های ذیل اطلاع دهیم.

شماره هاي تماس : 88889704 – 88889705 ،شماره نمابر 22225544 و صندوق پستي : 331 - 14565

پليس اطلاعات وامنيت عمومي نيروي انتظامي

 
 
 

اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی

 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینیاغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 

اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینیاغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی

 

اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی

 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
 
 
اغتشاشگران و حرمت شکنان عاشورای حسینی
نوشته شده در جمعه یازدهم دی 1388ساعت 14:52 توسط علی رستمی| |

 

 هدیه به مراجعین برای شادابی و مطالعه خوب مطالب

 

 

نوشته شده در چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 21:46 توسط علی رستمی| |

سر را که برید هلهله برپا کردند. شمر –همو که همرزم حسین(ع) بود در سپاه علی(ع)- مستانه لبخند می‌زد و خود را آماده می‌کرد برای جشن پیروزی و غنیمت‌ها! تبلیغات‌چی‌های حزب اموی چاپلوسانه هر یک سعی می‌کردند خبر را با آب و تاب بیشتر به گوش یزید برسانند تا صله بگیرند! آن هنگام که خیمه‌ها آتش می‌زدند و النگو از دست کودکان بیرون می‌کشیدند، دنیای خود را آباد می‌دیدند و مهیا برای کامرانی! و «زَینَ لَهُمُ الشَّیطَانُ أَعْمَالَهُمْ»؛
وقتی مفتخرانه سایت‌های خودشان را پر کردند از تصاویر و فیلم‌های فتوحات روز عاشورایشان، خوش خیال بودند که چه کار مهمی کرده‌اند! هر کدام سعی می‌کردند برای چاپلوسی بزرگتر عکس‌ها و فیلم‌های بیشتری از شیشه‌شکستن‌ها، سطل آشغال آتش زدن‌ها، بانک آتش‌زدن‌ها، ماشین و موتورسیکلت آتش‌زدن‌ها، کتک زدن ماموران پلیس و سربازان وظیفه و ... منتشر کنند. تبلیغات‌چی‌هایشان هم هر یک سعی در ربودن گوی از دیگری داشتن در وخیم نشان دادن اوضاع. شاید که اربابان را بیشتر خوش آید و صله‌های دلاری ببارد! و ناچار شده‌اند در این رقابت تا می‌توانند فلکه دروغ را بگشایند و قرص‌های اکس مصرف کنند و خود بگویند و خود بخندند! و کار به جایی برسد که هاآرتص را توهم زلزله بردارد! و «زَینَ لَهُمُ الشَّیطَانُ أَعْمَالَهُمْ»؛
راستش در ابتدا تعجب می‌کردم از این که چرا این همه فیلم و عکس از وحشیگری و اغتشاش‌طلبی خود را با افتخار منتشر می‌کنند؟ بخشی‌اش بر می‌گردد به ساده‌لوحی و زودباوری و توهم ذهن کم عمقشان که آنان را به این تحلیل عجیب رساند که دیگر کار جمهوری اسلامی تمام است! پیش به سوی ایران آمریکایی و سکولار!! اما در کنار آن نکته‌ای دیگر هم بود. وقتی تصویر و فیلمی نداشته باشند که بتواند جمعیت‌شان را زیاد نشان دهد (حتی با حربه‌ی فتوشاپی که اعتماد به کار برد!) چه کنند؟ اندک تصویری هم ندارند تا جمعیتشان را ملیونی! و حتی هزاران نفری بنامند! مشکل امروزشان هم نبود. از روز قدس سقوط با شیب تند شروع شد و در 13 آبان به حالت افتضاحی کشیده شد. و فجیع‌تر آنکه اصلی‌ترین امیدشان برای ساقط کردن نظام، یعنی 16، 17 و 18 آذر بزرگترین لکه‌ی ننگ تاریخ‌شان شد!
در نبود عامل امیدبخش جمعیت و منفی‌شدن شدید رویکرد مردم به گروهک سبز، ناچار اندک باقی‌مانده‌ها "مجبور" به کارهایی دیگر شدند. کارها و شعارهای هیجانی، رادیکال، ساختارشکنانه و خشونت‌طلبانه، تنها راه برای حفظ همین شرذمه قلیله بود. روندی که اتفاقا در روز قدس با "نه غزه نه لبنان" شروع، با "جمهوری ایرانی" و با پاره کردن و آتش زدن عکس امام و رهبر انقلاب ادامه یافت و به کف و سوت و هیاهو در روز عاشورا، سنگ‌پرانی به هیئات، کتک‌زدن مردم و خشونت شدید خیابانی انجامید. ماجرایی که اتفاقی بسیار تلخ و البته با عواقب سنگین خواهد بود.
ماجرایی که نمونه‌ی تاریخی‌اش رادیکال شدن و خشونت شدید خاندان اموی بود. اگر روزی معاویه و منافقین با آمیختن حق و باطل و فریب، تهدید و تطمیع خواص، نیات شوم و شهوات خود را تامین می‌کرد، اما یزید که از فقدان زیرکی و نفوذ پدر رنج می‌برد، چاره‌ای نداشت جز توسل به آن ددمنشی و وحشی‌گری بی‌سابقه. خبطی که نه تنها تاج و تخت، دنیا و آخرت یزید و هم‌پیمانانش را یکسره در هم پیچید و به زباله‌دان فرستاد. که فراتر خاندان اموی را به خاک مذلت نشاند و آثارشان را در تاریخ پاک کرد. حتی عظیم‌تر آنکه تمام یزیدیان و امویان تاریخ را به نابودی فراخواند. و چون قلبی تپنده و داغی تازه شیعه را در برابر ظلم مقاوم و مبارز کرد. انگیزه‌ای که هیچ مستکبر و ستمگری را در طول تاریخ راحت نگذاشته و نخواهد گذاشت.
روند و عاقبت نحس یزید و امویان گریبان گروهک سبز و فتنه‌ی اخیر را هم گرفت. اگر یزید با اکثریت بودن حامیانش هم نتوانست کاری کند، اینها با این اقلیت آشوبگر هم نخواهند توانست! اگر حمایت کاخ سفید و اسرائیل و غارتگران غربی در عاشورای 57 از شاه، نتوانست سلطنت پهلوی را نگاه دارد. حمایت کاخ سفید و وزیر جنگ اسرائیل و وزیر انگلیسی و رسانه‌های غربی و عربی هم نمی‌تواند اغتشاشگران اموی را باقی نگاه دارد.
حوادث عاشورای 88 به برکت خون حسین‌بن‌علی(ع) و یارانش در کربلای 61 ه.ق. تا کربلای جنگ تحمیلی ما و لبنان و غزه، بساط نفاق و خیانت‌های پس از انتخابات را برخواهد چید. و حتی فراتر، سقوط آمریکا، دنیای استکبار و مخالفان اسلام را تسریع خواهد کرد. و ان شاء الله اولین اثرش تعجیل در فرج مولایمان حضرت بقیة الله (عج) خواهد بود.
نوشته شده در چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 21:9 توسط علی رستمی| |

 

















 
نوشته شده در یکشنبه ششم دی 1388ساعت 21:23 توسط علی رستمی| |

 
 

 استاد سيد مرتضي خاتمي گفت: بنده 60 سال است كه غرق در طلبگي، حوزه، فقه، اجتهاد و مرجعيت هستم و به حضرت عباس شهادت مي‌دهم كه پس از حضرت امام خميني (ره) بهتر از حضرت آيت الله خامنه‌اي براي رهبري نداريم.


استاد سيد مرتضي خاتمي در جمع عزاداران هيات محبان الزهرا (س) در خصوص آشوب هاي كف خيابان افزود: قضايا در مشكلات اجتماعي و حوادث اخير كه دشمنان براي ايران درست كرده‌اند، بسيار واضح است. كساني كه در خيابان شرارت مي‌كنند از بي‌بي‌سي و ساير دشمنان خط مي‌گيرند. اين كاملا واضح است.
وي يادآور شد: دشمنان ما به قدري احمق هستند كه رهبري آنها دست دشمن و يهودي‌ها افتاده است. آيا اين موضوع پوشيده‌اي است؟
اين فقيه اهل بيت تاكيد كرد: با اين وضيعت آيا حرف پوشيده‌اي مانده كه ما ندانيم. آيا با اين فهم و درك‌ها كفايت نمي‌كند كه چه دارد مي‌گذرد؟
استاد خاتمي اظهار داشت: حالا آمده‌اند به حضرت آيت الله خامنه‌اي چه مي‌كنند؟! شما اين اهانت‌ها را تعجب‌برانگيز ندانيد. در دنياي آن زمان به شخص امام حسين هم پيله مي‌كردند و مي‌گفتند او گمراه است! و بعد همان ها او را شهيد كردند. البته امثال حبيب بن مظاهرها در كنار امام حسين (ع) بودند و از ايشان حمايت مي‌كردند. حمايتي كه تمام عيار و به نرخ كشته شدن بود.
وي يادآور شد: حبيب بن مظاهر و امثال او كه با تمام وجود از امام حسين (ع) حمايت كردند، اهل قرآن بودند. كساني كه نيامدند كاري با قرآن نداشتند.
وي تاكيد كرد: اين دشمن است كه براي خودش صغرا و كبرا درست مي‌كند. آيا از عظمت امام حسين (ع)‌مطلب پوشيده‌اي وجود دارد يا از عظمت رهبري حضرت آيت الله خامنه‌اي مطلب پوشيده‌اي وجود دارد. به حضرت عباس بعد از مرحوم حضرت امام خميني، بهتر از ايشان در رهبري داريم؟
استاد سيد مرتضي خاتمي تاكيد كرد: امام خميني (ره)‌ شخصيت با عظمت و جاودانه تاريخ است. بسياري از شخصيت‌ها به دنيا مي‌آيند و از دنيا مي‌روند و در تاريخ جاودانه باقي مي‌مانند. حتي دشمنان هم به تعريف چنين شخصيت‌هايي مي‌ پردازند درباره امام علي (ع) دشمنان هم به تعريف و تمجيد مي‌نشينند. جرج زيدان مسيحي براي آن امام چندين جلد كتاب مي‌نويسند. دشمنان درباره امام حسين هم به تعريف نشسته‌اند. مرحوم امام خميني (ره) هم از اين دسته شخصيت‌ها بودند.
وي افزود: 1400 سال است كه در تاريخ و دنيا و بشريت نظام شاهي در ايران حاكم بود. حضرت امام خميني (ره) شاه را از ايران بيرون كرد و به نظام شاهنشاهي در ايران پايان داد.
استاد سيد مرتضي خاتمي اظهار داشت: بعد از حضرت امام خميني (ره) آيت الله خامنه‌اي بهترين شاگرد ايشان در رهبري است. حضرت عباسي و انصافا آيا ايشان نقصي دارند؟ آيا واقعا در ايران بهتر از حضرت آيت الله خامنه‌اي براي رهبري كسي را داريم؟
وي اظهار داشت: من متولد سال 1322 هجري شمسي هستم. 66 سال سن دارم و 60 سال است كه طلبه هستم. برخي از جلساتي كه هم اكنون دارم نزديك به 30 تا 46 سال است كه برگزار مي‌شود. غرق در آخوند، حوزه، طلبه، مرجعيت، فقه و اجتهاد هستم. 30 سال است كه رساله مي‌نويسم. آيا حضرت عباسي بهتر از ايشان براي رهبري داريم؟

وي با اشاره به برخي اهانت‌ها اظهار داشت: آيا همرديف حضرت آيت الله خامنه‌اي در علم، كمال و اجتهاد كسي را داريم؟ ايشان در دوره رهبري‌شان كشور را با اين همه مشكلات عظيم كه دشمن ايجاد كرده، اداره كرده‌اند.
وي افزود: جملاتي كه درباره ايشان گفته شده از روي بي‌انصافي است. همين بي‌انصافي‌ها را با امام حسين (ع) هم داشتند. البته خداوند حامي است، حفظ كرده و مي‌كند. دشمان ان شاء الله نابود خواهند شد. دشمنان با اين اقدامات گور خود را مي‌كنند كه قبلا هم كنده‌اند.
وي گفت: در حوادث اخير مطلب پوشيده‌اي هست كه كسي نداند؟ چه كسي مي‌خواهد بيايد كه واقعا و انصافا بهتر از ايشان (حضرت آيت الله خامنه‌اي) باشد؟ چرا دشمن طمع مي‌كند. بني‌اميه هم طمع كردند. ديديد كه با حسين بن علي آنجور برخورد كردند. ولي آنها كه اهل قرآن بودند به حمايت او برخاستند.
اين فقيه اهلبيت تاكيد كرد:قرآن كتاب خدا را رها نكنيم. كتاب خدا را رها كنيم، گمراهي‌ها زياد مي‌شود. پيامبر اسلام (ص) در اين كتاب خبرها را داده است.
وي اظهار داشت: انگلستان از حدود 70 سال قبل گفته است تا قرآن در ميان مسلمانان است ما نمي‌توانيم بر‌ آنها پيروز شويم. من اين را بارها و مكرر از منابر شنيده‌ام و در جايي هم خوانده‌ام. انگلستان از 70 سال قبل براي مسلمانان و شيعيان نقشه مي‌كشيدند كه چگونه قرآن را استماع كنيم و چه كنيم. رئيس انگليسي‌ها در جلسه‌اي كتاب قرآن را برده و گفته بود تا اين كتاب در ميان مسلمانان است، ما نمي‌توانيم پيروز شويم. انگليسي‌ها در جلسات خصوصي و داخلي خود اين حرف را زده‌اند و در آنجا نمي‌خواستند خود را گول بزنند.
استاد خاتمي گفت: هر كس قرآن را بخواند، اين كتاب او را هدايت و درست مي‌كند. انگليسي‌ها گفته بودند «قرآن را كه نمي‌توانيم از خانه‌ها جمع كنيم، درگيري درست مي‌شود، حواس مسلمانان به قرآن بيشتر جلب مي‌شود. ولي مي‌توانيم مردم را از اين كتاب دور كنيم.»

نوشته شده در یکشنبه ششم دی 1388ساعت 20:5 توسط علی رستمی| |

بسمه تعالي (اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر)اوايل دولت سازندگي رهبر فرزانه انقلاب حضرت آيت الله العظمي خامنه اي حفظه الله خطر تهاجم فرهنگي را به مسئولين وقت گوشزد كرد و از آن تاريخ تاكنون در فرصتهاي مختلف و به شيوه هاي گوناگون مردم و مسئولين را براي مقابله با تهاجم فرهنگي و پس از آن شبيخون فرهنگي و در نهايت جنگ رواني ، ناتوي فرهنگي و هم اكنون تهديد نرم فراخوانده است .در دولت سازندگي كسي به اين باور نرسيد كه استكبار جهاني پس از شكست در جبهه هاي نظامي و اقتصادي به دنبال هويت زدايي از نظام جمهوري اسلامي است .در دوران به اصطلاح اصلاحات مسئولين وقت و دست اندركاران دولتي در مجموع فريب دشمن را خورده و تيشه برداشته و ريشه انقلاب را نشانه رفتند . آنان خود ابزار تهاجم فرهنگي غرب شدند وتا آنجا پيش رفتند كه دشمنان قسم خورده انقلاب اعم از استكبار جهاني و ايادي داخلي و خارجي اش برايشان كف و هورا مي كشيدند اگرچه هنوز هم از خواب خرگوشي بيدار نشده همچنان بر هماهنگي شان با سياستهاي دنياي فاسد غرب ادامه داده و بر حمايتهاي آنان در قالب مجامع بين المللي وابسته به غرب اميدوارند .متاسفانه در اين تهاجم خطرناك هدف دشمن بيش از همه اقشار بر روي نخبگان اعم از سياست مداران ، اصحاب قلم و رسانه و ... متمركز شده است كه شاهد آن وقايع دردناك پس از انتخابات است كه عده اي آنچنان در بدست آوردن قدرت گرفتار شده اند كه بصيرت خودرا از دست داده و به هر شيوه اي متوسل مي شوند حتي سست كردن پايه هاي نظام مقدس جمهوري اسلامي .در ادامه آشوبهاي بعد انتخابات دهم با مديريت و هدايت سران فتنه در 16 آذر عده اي آشوبگر در دانشگاههاي تهران به بنيانگذار جمهوري اسلامي جسارت كردند كاري كه دشمنان هم درخواب اين روز را نمي ديدند و اينك براي فتنه گران پيام حمايت مي فرستند و علنا حمايتشان مي كنند .اگر حمايت بعضي از به اصطلاح مسئولين نبود آشوبگران جرات اين چنين جسارتي را نداشتند و بايد براي اين افراد افسوس خورد كه گذشته خود را به بهاي اندكي فروختند و در امتحان الهي مردود شدند .بلاگرهاي ارزشي جسارت به ساحت بنيانگذار انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) را محكوم كرده و از مسئولين نظام انتظار دارند تا با آشوبگران و حاميان آنها به شدت برخورد نموده و در اينكار ملاحظه هيچكس را ننمايند چرا كه آبروي نظام بر آبروي افراد ارجحيت دارد .در اين راستا بلاگرهاي ارزشي هريك مقالاتي در محكوميت اين واقعه اسفبار انتشار داده و مي دهند تا دشمنان بدانند كه جامعه اسلامي بيدار است و اگر نبود امر مولا به مدارا خود به مجازات فتنه گران راساً اقدام مي كردند
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 20:1 توسط علی رستمی| |

 

غدير دريايي است كه مرواريد گرانبهايي به نام علي (ع) را در سينه پرورش مي‌دهد و ميعادگاه عاشقان دلسوخته حريم پاك عشق به ولايت است.


 امروزه غدير به خود مي‌بالد چراكه در پايش عاشقان ولايت وضو مي‌گيرند و دست بيعت با ساقي كوثر مي‌دهند.
غدير، عيد الله اكبر و عيد آل‌محمد (ص) است و از بزرگ‌ترين اعياد نزد شيعيان به شمار مي‌آيد.
غدير يك واقعه تاريخي نيست بلكه يك موضوع اعتقادي و ديني است و ضرورت دارد مسلمانان نسبت به آن شناخت كامل داشته باشند. 
روز عيد سعيد غدير يكى از اين ايام سرور آل‌محمد (ص) است كه به عنوان عيدالاكبر ناميده شده، چراكه روز اكمال دين و اتمام نعمت‌هاى پروردگار به خاطر واقعه غدير و انتصاب شايسته و به حق حضرت على (ع) به امر الهى به جانشينى رسول اكرم (ص) است.
در سوره مائده در آيه سوم و 67 اشاره شده كه روز غدير روز يأس دشمنان و شادي دوستان بوده و كامل‌كننده دين و مكمل نبوت و بالاترين نعمت ولايت است.
ما بايد به مسئله غدير مانند عاشورا اهميت بدهيم چراكه حضرت علي (ع) هنوز هم در بين ما شيعيان غريب است و تلاش ما كافي نيست.


نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 19:25 توسط علی رستمی| |



مجله تاسيس شده توسط ساموئل هانتينگتون ضمن يك شوخي سياسي، زهرا رهنورد همسر ميرحسين موسوي را جزو 100 متفكر تاثيرگذار جهان و در رده سوم معرفي كرد.
فارين پاليسي مجله آمريكايي وابسته به موسسه واشنگتن پست در اين رده بندي، رهنورد را پس از بن برنانكي رئيس بانك مركزي آمريكا و باراك اوباما قرار داده است. در فهرست البته نام هاي جالب ديگري هم ديده مي شود از جمله ژنرال ديويد پترائوس جنگ سالار آمريكايي(رتبه8)، ديك چني معاون جنگ طلب بوش(رتبه13)، واسلاو هاول رئيس جمهور مخملي و سابق چك، سلام فياض نخست وزير تشكيلات خودگردان، آنگ سان سوچي رئيس مخالفان برمه و تحت الحمايه آمريكا، گوردون براون نخست وزير انگليس، جورج سوروس سرمايه گذار صهيونيست كودتاي مخملين(رتبه38)، بيل كلينتون (رتبه6) ، ايان هيرسي علي(نويسنده سوماليايي الاصل ضداسلام كه بعدها تابعيت هلندي اختيار كرد)، عبدالكريم سروش و...
مجله مذكور در معرفي رهنورد، وي را مغز متفكر!! انقلاب سبز در ايران كه نقش برجسته اي در هدايت مبارزات انتخاباتي موسوي داشته است ناميده اما توضيح نداده كه چرا موسوي مغز متفكر محسوب نشده است!
در متن معرفي رهنورد همچنين آمده است «او يكي از تندروترين اسلامگرايان پس از انقلاب كه بر بدنام كردن فمنيست هاي سكولار فعاليت مي كرد اما چند سال بعد خط سير خود را عوض كرد و به يكي از نيروهاي محرك فمينيسم در ايران تبديل شد. او همچنين از شيرين عبادي براي سخنراني در دانشگاه الزهرا پس از برنده شدن جايزه نوبل دعوت كرد. او كمپين شوهرش را پيش راند و همراه شوهرش حاميانشان را از طريق تجمعات، فيس بوك، تويتر و پيامك ها سازماندهي مي كرد. پوسترهاي وي و همسرش زيركانه به تغييرات ليبرالي اشاره داشت.
مجله آمريكايي، سروش را نيز به عنوان كسي كه تفسير سنتي از اسلام را به چالش كشيده، در رتبه 45 قرار داد.
سايت كلمه وابسته به موسوي ذيل خبر مجله فارين پاليسي تصريح كرده است: « با نگاهي به نام هاي ديگر اين فهرست به نظر مي رسد كه تدوين آن بيشتر جنبه نمادين داشته است».
سايت راديو زمانه هم ذيل خبر و از قول مخاطبان نوشت: «پياز داغش را زيادي زياد كردن، من ترديد دارم اصلاً خانم رهنورد رو بتوان متفكر ناميد، چه رسد به سومين متفكر جهان!!!»
اين سايت اضافه كرد: شرم آوره! سياست بازي ابلهانه تا كي سر جايزه و اسم و لقب دادن؟؟ من ميفهمم كه ميخواهيم و اينها هم ميخواهند كه اين جمهوري زوركي بره. اما باباجان با اين غلوها و دروغها به مردم لطمه ميخوريم چرا كه بتهاي الكي ساخته ميشن. زهرا رهنورد و تاثير در سياست خارجي؟ چطور؟ تاثيرگذار در سياست هاي جهاني!...
گفتني است بلافاصله پس از اعلام نتايج انتخابات و معلوم شدن ناكامي بزرگ موسوي و جبهه پشت پرده حامي وي، زهرا رهنورد (مغز متفكر جنبش سبز!!) به مصاحبه با شبكه بي بي سي پرداخت و مدعي شد چون من لرستاني و همسرم آذربايجاني است پس معني ندارد موسوي حتي در اين دو استان رأي نياورده باشد. اين مغز متفكر!! در توضيح اظهارات عالمانه!! خود گفت: مگر مي شود مردم لرستان به داماد خود!! رأي ندهند؟! و توضيح نداد كه وقتي مردم غيور لر به كروبي كه فرزند لرستان است بي محلي مي كنند، شوهر زهرا رهنورد و به قول وي «داماد» آنها كه جاي خود دارد!
نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 21:28 توسط علی رستمی| |



مرخصي و آزادي موقت بهزاد نبوي از بازداشت با حاشيه هاي جالبي همراه شد. به دنبال آزادي موقت اين عضو مركزيت سازمان مجاهدين (انقلاب) طيفي از فعالان سياسي شامل ميرحسين موسوي، محمد خاتمي، كرباسچي، عبدالله نوري، در كنار جمعي از اعضاي گروه هاي مجمع روحانيون، حزب مشاركت، نهضت آزادي (ابراهيم يزدي و توسلي)، جنبش مسلمانان مبارز، گروهك ملي- مذهبي و ... به ملاقات وي رفتند.
نبوي در اين ملاقات ها به شيوه هميشگي مظلوم نمايي گفته است: من بگويم در زندان كجا بودم؟ بگويم در زندان رژيم ستم شاهي بودم؟ چه بگويم؟ آن آقايان شده اند مدافع نظام و انقلاب و امام و من و امثال من شده ايم ضد نظام؟
وي همچنين مدعي شد: 19 خرداد يعني چند روز قبل از انتخابات 22 خرداد به دستور يك نهاد امنيتي، احكام دستگيري فعالان سياسي را صادر كرده بودند.
گرفتن ژست انقلابي مظلوم و مراوده گسترده با سران گروهك هاي ضد انقلابي و ضد خط امامي در حالي است كه علي كشتگر عضو گروهك ورشكسته فدائيان خلق در گفت وگو با راديو فردا (ارگان رسمي سازمان سيا)، درباره «عدم مرزبندي بهزاد نبوي (تئوريسين مجاهدين انقلاب) با نيروهاي غير خودي از جمله نهضت آزادي و نزديكي با گروه هاي مذكور» گفت: جنبش سبز، مرزبندي ها را در درون خود بين نيروهاي مذهبي و غيرمذهبي يا چپ و راست از بين برده است. هركس بخواهد در اين جريان مقبول باشد ناچار است اين مرزبندي ها را كنار بگذارد.جنبش سبز ديگر چنين مرزبندي هايي را به رسميت نمي شناسد و قبول نمي كند. اگر كساني بخواهند مقبول باشند بايد چنين عمل كنند.»
محمد سلامتي دبير كل سازمان مجاهدين (انقلاب) در اظهاراتي پاستوريزه تر و در گفت وگو با روزنامه اعتماد اظهار داشت: اصلاح طلبان اكنون نقد درون جبهه اي را كنار گذاشته اند چرا كه ما حالا داريم در يك جبهه مشترك فعاليت مي كنيم.
استحاله و انحلال كامل امثال بهزاد نبوي در گروهك هايي نظير نهضت آزادي و مأتلفان خارجي آنها (سازمان منافقين، فدائيان خلق، سلطنت طلبان و...) در حالي است كه حضرت امام ضمن برخورد قاطع با انحرافات گروهك نهضت آزادي هشدار دادند اگر اين گروهك بر سر كار باقي مي ماند بر صورت اسلام و انقلاب سيلي مي زد و منافقين تروريست، فرزندان معنوي نهضتي ها هستند.
مدعيان اصلاح طلبي با تبعيت كوركورانه از گروهك ها طي يك دهه اخير به تدريج در مقابل خط امام، قانون اساسي و مباني انقلاب صف آرايي كردند و مانند گروهك ها نهايتاً كارشان به صف آرايي در برابر جمهوريت و رأي مردم ولو به قيمت راه اندازي آشوب كشيد.
بهزاد نبوي از جمله فعالان طيف موسوم به اصلاحات است كه ضمن آشكار كردن تدريجي مخالفت با ولايت فقيه و نظرات حضرت امام، به عامل اجراي طراحي هاي آمريكا در مجلس ششم و دولت اصلاحات (به واسطه برخي مديران اجرايي) تبديل شد. وي ضمناً به طور همزمان رياست هيئت مديره شركت نفتي پتروپارس (شركت دولتي) را نيز در اختيار داشت و به واسطه برخي رانت هاي دولت موفق به كسب برخي قراردادهاي ويژه چند ميليارد دلاري شد اما با اعتراض برخي از نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم مجبور به كناره گيري بي سر و صدا از آن شركت شد.
نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 21:1 توسط علی رستمی| |