|
بلاگ مقالات رستمی دینی-اجتماعی-سیاسی
|
[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 11:2 ] [ علی رستمی ]
[ ]
[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 9:22 ] [ علی رستمی ]
[ ]
1. هرگز سيگار نکشيد و اگر مي کشيد ، نيمه آخر آن را به هيچ وجه نکشيد. 2. در حمام هيچگاه مستقيما زير دوش آب گرم نفس نکشيد. کلر يک قاتل تدريجي است. 3. هنگام شارژ موبايل ابتدا شارژر را به گوشي وصل کنيد و سپس آن را به برق وصل کنيد. بهتر است موبايل خاموش باشد. 4. چاي بيشتر از يک روز مانده را اصلا ننوشيد. 5. هنگام روشن کردن کولر اتومبيل خود ابتدا به مدت حداقل 5 دقيقه پنجره ها را باز بگذاريد و در پمپ بنزينها کولر را خاموش نماييد. 6. غذاي خود را بيشتر از يکبار در مايکروفر گرم نکنيد و بعد از آن درصورت عدم استفاده دور بريزيد. 7. هنگام غذا بين هرلقمه حداقل 1 دقيقه فاصله بگذاريد و دو ساعت قبل و بعد از غذا و هنگام آن نوشيدني ننوشيد. 8. هنگام حرکت اتومبیل، پنجره ها را تماما باز نکنيد تا هوا بصورت باد وارد مجاري تنفسي نگردد. 9. لوازم آرايشي را بيشتر از 5 ساعت برروي پوست خود باقي نگذاريد. سلولهاي پوستي نياز به تعرق و تنفس دارند. درمنزل نيز تا حد امکان از لباسهاي گشاد ، راحت و باز استفاده نماييد. 10. موهاي خود را بيش از يکبار در شبانه روز شانه نکنيد. مراقب ورود شوره سر (حتي بصورت نامرئي) به چشمها و مجراي تنفسي خود باشيد. 11. هنگام دويدن و راه رفتن سر خود را بالا نگهداريد.هنگام نشستن و خوابيدن برعکس سر خود را پايين نگهداريد. 12. توجه بيش از حد به وزن، سودمند نيست. بدن انسان قادر است بصورت خودکار ميزان ورودي، جذب و ميزان دفع را تنظيم نمايد و اشتهاي طبيعي نيز متناسب با آن مي باشد. هرچه قدر دوست داريد بخوريد. 13. اگر نياز مالي نداريد، لازم نيست روزي 8 ساعت کار کنيد. بهترين تعداد ساعات کاري بين 5 الي 6 ساعت ميباشد. 14. هرگز پشت مانيتور (هاي قديمي) که روشن هستند قرار نگيريد. ضرر آنها از خيلي از دستگاههاي عکسبرداري بيشتر است. 15. ورزش و تحرک در ابتداي صبح نه تنها سودمند نيست بلکه خطرناک نيز هست. سعي کنيد آن را در حداقل 3 ساعت بعد از بيداري و یا عصر انجام دهيد. 16. توجه بيش از حد به امور سياسي، ورزشي و اقتصادي براي سلامت روان مضر بوده و در دراز مدت به علت عدم امکان تسلط بر کنترل آنها، باعث اختلالات رواني مي گردد.
[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 12:54 ] [ علی رستمی ]
[ ]
[ یکشنبه شانزدهم مرداد 1390 ] [ 20:13 ] [ علی رستمی ]
[ ]
جنبش مردمی که جهان عرب را به لرزه درآورده است بر خلاف تصور نه تنها تا کنون تضعیف نشده است بلکه کشورهای جدیدی را نیز در بر میگیرد. در شرایطی که در کمال بیتفاوتی دولتهای بسیج شده علیه جنایتهای رژیم لیبی، سرکوب در بحرین ادامه دارد؛ و به نظر میرسد که یمن به پایان کار نزدیک میشود؛ و در حالی که تظاهرات در اردن، الجزایر و مراکش فزونی گرفته و تندتر میشوند؛ جنبش اعتراضی در سوریه نیز آغاز گشته است. اگر چه سوریه آخرین کشور از زنجیره کشورهای عربی بود که ناآرامیهای مردمی را تجربه نمود، اما وجود پیچیدگیهای خاص اجتماعی و سیاسی تحلیل وقایع این کشور را دشوار نموده است.
این گزارش درصدد ارائه نگاهی کاملتر از ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حاکم بر این کشور است که تحلیل وقایع اخیر را تسهیل میکند. آغاز آشوبها: در حالیکه در سایر کشورهای منطقه شبکههای اجتماعی اینترنتی هماهنگی تظاهرات مخالفان را تسهیل میکرد، چندین فراخوان مشابه در سوریه نتوانست نقشی در شروع ناآرامیها داشته باشد. به طوریکه در بزرگترین این فراخوانها جهت برگزاری تظاهرات «روز خشم» در ۴ و ۵ فوریه، تنها گزارشهایی تایید نشده از ناآرامیهای کوچک در مناطق عمدتا کردنشین شمال شرقی این کشور به گوش رسید و میدانی که به عنوان محل قرار معین شده بود به مانند روزهای قبلی آرام و بیسر و صدا بود و حتی از نیروهای امنیتی نیز خبری نبود. عبدالکریم ریحاوی، رئیس انجمن سوری دفاع از حقوق بشر، در مورد دلیل ناکام ماندن فراخوان به تظاهرات در کشورش، به خبرگزاری فرانسه میگوید: «مخالفان بشار اسد، شامل کردها، به فراخوان تظاهرات پاسخ مثبت ندادند، زیرا اعتقاد دارند که موفقیت و اثربخشی آن در شرایط حاکم بر کشورشان امکانپذیر نیست.» در زمانی که بسیاری از تحلیلگران سیاسی از عدم گسترش دومینوی انقلاب در خاورمیانه به سوریه در تعجب بودند، در اوایل بهار سال جاری شهری کوچک در جنوب سوریه مبدا ناآرامی در این کشور بود. جرقهی جنبش در پی دستگیری چند نوجوان که تحت تاثیر تصاویر تلویزیونی که مشاهده کرده بودند بر روی دیوار شعارهایی در تایید لزوم اصلاحات نوشته بودند، زده شد. آنها توسط نیرو های امنیتیای دستگیر شدند که در این شهر تحت فرمان پسر عموی بشارالاسد رهبری میشد. عامل اصلی تشدید آشوبها برخورد خشونت بار نیروهای امنیتی با تظاهرات مخالفان در شهر درعا (این تظاهرات در اعتراض به دستگیر ی جوانان مذکور برگزار شده بود) واقع در مرز اردن بود که منجر به کشته شدن چند نفر از تظاهرکنندگان شد و پس از این ماجرا چندین شهر دیگر از جمله لاذقیه، حما، حمص و برخی از نواحی دمشق نیز ناآرامیهایی خشونت بار را تجربه نمود. جوشوآ لاندیس، یکی از بهترین ناظران بر اوضاع سوریه در وبلاگ خود Syria comment مینویسد: «درعا شهری فقیر و سنی نشین است و هر آن چه در سوریه مسئلهآفرین است، در این شهر گرد هم آمده: اقتصادی ورشکسته، انفجار جمعیتی، فرماندار بد و نیروهای امنیتی خودکامه» یکی از فاکتورهایی که ناآرامیهای سوریه را از سایر کشورهای عربی متمایز مینماید مسلح بودن مخالفان است که منجر به افزایش آمار قربانیان دو طرف منازعه در مقایسه با سایر کشورها شده است. به طوریکه تا کنون بنا به برخی گزارش ها بیش از ۸۰۰ نفر از جمله حدود ۱۰۰ نفر از نیروهای امنیتی در این وقایع کشته شدهاند. دولت سوریه گروههای مسلح سلفی را مقصر اصلی درگیریهای نظامی میداند و اردن و جناح ۱۴ مارس در لبنان را متهم به مسلحسازی گروههای مذکور مینماید. به گفته «سمیر العیطه»، مدیر بخش عربی مجله فرانسوی لوموند دیپلماتیک «با وجودی که مخالفان میگویند در نظر دارند جنبش صلح آمیز بماند، مشخص نیست چه کسی بر روی نیروهای پلیس و ارتش آتش میگشاید و شعارهای مذهبی تحریکآمیز سر میدهد.» استفاده بیش از حد از خشونت توسط ارتش و نیروهای امنیتی نیز عاملی است که مخالفان به عنوان دلیل اصلی تشدید خشونتها ذکر میکنند که این مساله حتی شخص بشار اسد را نیز به انتقاد از این نیروها واداشت. در سال ۱۹۸۲ میلادی نظیر این شورشها در شهرهای حمص، حماء و درعا علیه حکومت حافظ اسد، رئیس جمهور وقت سوریه، صورت گرفت. به دلیل جانبداری حافظ اسد از جمهوری اسلامی ایران در طول جنگ تحمیلی صدام علیه ایران، ملک حسین پادشاه سابق اردن و صدام حسین دیکتاتور سابق عراق و ملک خالد پادشاه وقت عربستان در یک طرح مشترک، اخوانالمسلمین را علیه دولت سوریه تحریک کردند. درگیریها از سال ۱۹۸۲ تا سال ۱۹۸۴ با برخورد شدید دولت سوریه (از جمله بمباران خونین شهر حما) بیش از ۲۰ هزار کشته بر جای گذاشت، اما سرانجام، حافظ اسد، رئیس جمهوری وقت سوریه توانست این بحران را کنترل کند. آزادی و مردمسالاری: در قانون اساسی سوریه، حزب بعث به عنوان حزبی پیشرو تعریف شده است که حاکمیت را با همکاری دیگر نیروهای پیشرو در اختیار دارد. همین قانون اساسی است که حاکمیت را در این کشور انحصاری میکند و شاید همین مسئله یکی از مهمترین عناصر اعتراض مردمی است. مردم به دنبال آزادسازی عرصه سیاسی و آزادی تشکلهای سیاسی و مسائلی از این قبیل هستند. در سوریه از روزنامهها و مجلات آزاد یا منتقد حتی در حد مصر، خبری نیست. این کشور از سال ۱۹۶۲ در وضعیت فوقالعاده به سر میبرد که بر اساس آن بسیاری از احکام قانون اساسی در مورد حقوق مردم معلق شدهاند. در سوریه مردم فقط رییسجمهور انتخاب شده از سوی حزب حاکم را از طریق رفراندوم تایید میکنند و انتخابات چند حزبی در این کشور وجود ندارد. همچنین محدودیت مشارکت در قدرت، عدم جابجایی قدرت و حاکمیت طیف قدیمی و مسن حزب بعث نیز یک شکاف عمیق بیننسلی به وجود آورده است. به گفته یک مخالف سوری «وجود مسائلی مثل دستگیری افراد بدون حکم قضائی، دادگاههای ناعادلانه و احکام عجیب مثل محکومیت به جرم تضعیف روحیه مردم همراه با فقر اقتصادی و فساد اداری مهمترین عوامل نارضایتی در میان مردم می باشد.» این در حالی است که خبرنگار فرانسوی روزنامه «موندالیزاسیون» در این مورد می گوید: «در سوریه همیشه شاهد بودم بیشتر مردم از جمله رانندههای تاکسی و افرادی که در رستوران با آنها صحبت میکردم بیش از آنکه از نبود آزادی شاکی باشند، از فساد دولتی و بیعدالتی اقتصادی ناراضی بودند و وقتی از آنها در مورد دموکراسی سوال میکردم با خنده به لبنان اشاره میکردند و این که چه کسی به چنین دموکراسیای نیاز دارد؟» البته از زمان روی کار آمدن بشار اسد اصلاحاتی در این زمینه صورت گرفته است که سرعت آن چندان زیاد نبوده است. با روی کار آمدن بشار، کاربرد اینترنت و موبایل آزاد شد. در حال حاضر حتی در سوریه رسانههای خصوصی (از جمله شبکهی شام و دنیا) وجود دارند و مشغول فعالیت هستند. بنابراین بسیاری از سوریها معتقدند شخص بشار اسد با اصلاحات میانه خوبی دارد و اگر در گذشته سرعت کمی در این روند وجود داشت به دلیل گارد قبلی حزب بعث بود که شتاب بشار اسد را میگرفت. فواز گرگس، استاد مطالعات خاورمیانه در مدرسهی اقتصاد لندن میگوید: «سوریه با مصر تفاوتهایی دارد. کشور کمجمعیتتری است. میزان فقر در آن کمتر از مصر است. جامعهای فرقهگرا و سرکوب شده است. از همین رو گر چه به طور قطعی نمیتوان پیشبینی کرد، من روند مشابه خیزشهای عمومی در کشورهای تونس و مصر را در سوریه نمیبینم.» سیاست خارجی: یکی از مهمترین تفاوتهای سوریه با کشورهایی مانند مصر، یمن و تونس استقلال نسبی این کشور در عرصه بینالمللی است. سوریه در سالهای اخیر به ندرت در برابر فشارهای خارجی به ویژه در پروندههایی مانند ترور «رفیق حریری» کوتاه آمده و برای مقابله با فشارهای خارجی حضور خود در صحنه مقاومت و فلسطین تقویت کرده و خود را خط مقدم مقاومت در جهان عرب نشان داده است. حضور در خط مقدم جبهه مقاومت عربی در برابر اسرائیل مشروعیت حزب بعث و حکومت سوریه را در میان مردم سوریه و اعراب افزایش داده است. به طوریکه در آخرین افکارسنجی انجام شده توسط اندیشکده آمریکایی بروکینگز در سال ۲۰۱۰ در جهان عرب، اسد پس از اردوغان، احمدینژاد و سیدحسن نصرالله، عنوان محبوبترین رهبر جهان عرب را به خود اختصاص داد.
در واقع درگیری با اسراییل و اشغال بلندیهای جولان توسط این کشور را میتوان مهمترین نقطه وحدت جامعه سوریه و مذاهب مختلف با حکومت سوریه دانست که حکومت این کشور نیز با حمایت از تظاهرات روز نکبت به دنبال یادآوری مجدد این عامل وحدت به مردم این کشور بود. به گفته «سمیرالعیطه» مدیر لوموند دیپلماتیک عربی «مردم سوریه ملیگرا میباشند و با اشغال جولان توسط اسرائیل که فلسطینیان را از سرزمینهایشان میراند مخالفند. آنها از مبارزات مردم لبنان و حزبالله بر علیه اسراییل پشتیبانی مردمی میکنند و صدها هزار مهاجر از جنوب لبنان را در زمان حمله اسرائیل در سال ٢٠٠۶ با آغوش باز پذیرفتند.» از دیگر سو آمریکا و اسراییل نیز با استفاده از فشار وارد کردن به سوریه در وقایعی مثل ترور رفیق حریری (با ایجاد دادگاه بینالمللی و متهم کردن مقامات سوری) به دنبال تضعیف نظام حاکم بر این کشور و امتیازگیری در مذاکرات صلح بودند. شدت این فشارها آنچنان زیاد بود که بسیاری از سقوط حکومت این کشور سخن گفتند، اما در نهایت این پروژه نیز با مدیریت مناسب دولت سوریه و اعترافات شاهدهای دروغین به شکست انجامید. وضعیت اقتصادی: اگر چه میزان فقر در سوریه از مصر کمتر است، اما به طور کلی اقتصاد سوریه از ساختار سالمی برخوردار نیست. بشار اسد از زمان روی کار آمدن، سیستم اقتصادی سوریه را که در زمان پدرش سوسیالیستی بود آزادترنموده و بازار سوریه را به روی شرکتهای خارجی باز نموده است، به طوریکه رشد اقتصادی سوریه در سال ۲۰۱۱ پیش از وقایع اخیر بیش از ۵% پیش بینی میشد. همچنین وی در جذب سرمایهگذار خارجی به ویژه از کشورهای حوزه خلیج فارس تا حدود زیادی موفق بوده است. به گفته یک کارشناس امور خاورمیانه «تحولی که در اقتصاد و زندگی سوریها طی سه دهه اخیر صورت گرفته واقعا مثبت بوده است. درآمد سرانه مردم بالا رفته و نوعی رفاه در میان شهروندان به وجود آمده است. هرچند سوریه همچنان در مقایسه با برخی از کشورها در سطح پایینتری قرار دارد، اما با توجه به امکانات این کشور، شرایط قابل قبولی در آنجا حکمفرما است.کارنامۀ خاندان اسد قابل قبول است.» اگر چه آزادسازی اقتصادی در سوریه درآمد سرانه سوریها را افزایش داده است، اما آمار از افزایش فاصله طبقاتی در این کشور حکایت دارد. همچنین شایعات زیادی نیز از برخی مفاسد اقتصادی در جریان خصوصیسازی در میان مردم به گوش میرسد. از جمله افرادی که بیش از سایرین اتهامات فساد اقتصادی را به خود معطوف نموده میتوان به رامی مخلوف پسر دایی بشار اشاره کرد که در جریان خصوصیسازی در این کشور بزرگترین کمپانی موبایل سوریه (سیریاتل) و برخی از شرکتهای مهم گاز و نفت و بانکهای این کشور را تصاحب نمود. در ناآرامیهای اخیر نیز در بسیاری از شعارهای مخالفان وی مورد اشاره تظاهرکنندگان قرار داشت. تنوع نژادی و مذهبی: تنوع نژادی و مذهبی موجود در این کشور بر خلاف جمعیت تقریبا یکدست مصر و تونس را میتوان دیگر تفاوت سوریه با این دو کشور دانست. ۷۴٪ مردم سوریه سنی مذهب و ۱۳٪ شیعه، علوی و اسماعیلی میباشند. مسیحیان نیز ۱۰٪ جمعیت کشور را تشکیل میدهند و ۳٪ باقیمانده نیز از آن پیروان سایر ادیان مانند یزیدیان و دروزیها میباشد. با وجود اینکه هسته اصلی قدرت در سوریه در اختیار علویهاست، اما نوع رفتار حکومت و مشارکت دادن سایر مذاهب در پستهای حکومتی منجر به پذیرش حزب بعث سوریه به عنوان حزبی فرامذهبی در میان مذاهب مختلف در این کشور میباشد. سنیهای زیادی در ساختار قدرت سوریه شامل وزارتخانهها، فرماندهی نظامی، استانداریها و سفارتخانهها سهیم شدهاند و این نیز باعث تقویت پایگاه مردمی حکومت بشار اسد گردیده است. افزون بر این شکلدهی به نوعی ناسیونالیسم سوری پیرامون ایده «شام بزرگ» نیز موجب جلب رضایت ناسیونالیستهای سنی شده است. از دیگر حامیان حکومت سوریه در میان اقلیتهای مذهبی میتوان به مسیحیان اشاره کرد. ترس از حاکمیت گروههای سلفی و تندرو در سوریه و نوع رفتار سکولار حکومت سوریه در مشارکت دادن مذاهب مختلف پیروان این مذهب در سوریه را به ابقا حکومت متمایل میکند. به طور کلی میتوان گفت اتهام «علوی بودن» – به معنای حکومت اقلیت بر اکثریت – در سوریه جا نیفتاده است. در واقع آنکه بر سوریه حکومت میکند «حزب بعث» است که سیطره کاملی بر دولت و ارتش دارد و بعثیهای سوریه عمدتا سنی هستند. حکومت نیز همیشه تلاش داشته که توازن طایفهای را تا حدی حفظ کند. دخالتهای خارجی: از جمله دیگر مولفههای وقایع سوریه را میتوان در تلاش فعالانه بازیگران فرامنطقهای در مدیریت تحولات جاری این کشور و تطبیق آن با مطلوبیتهای خویش دانست. در این زمینه اگر چه اوباما رییسجمهور و سوزان رایس نماینده آمریکا در سازمان ملل ایران را به دخالت در وقایع سوریه و کمک به دولت در سرکوب مخالفان متهم کردند، اما چندی از این اتهام نگذشته بود که سندی به نقل از ویکیلیکس در روزنامه واشنگتن پست منتشر شد که نشان میداد آمریکا میلیونها دلار در جهت ایجاد ناآرامی در سوریه صرف نموده است. میتوان گفت در ناآرامیهای سوریه آمریکا و متحدین غربی از تمام عناصر قدرت خود استفاده نمودند. اگر چه تلاش این کشورها برای مشروعیت بخشیدن به دخالت در سوریه از طریق تصویب قطعنامه در شورای امنیت و سپس پیادهسازی مدل دخالت در لیبی با مخالفت چین و روسیه ناکام ماند، اما این کشورها از طریق اعمال تحریمهای اقتصادی و نظامی، مسلحسازی مخالفان، حمایت مالی از رسانهها و عناصر مخالف در سایر کشورها و برجستهسازی اخبار درگیریها در سوریه در مقایسه با بحرین یا یمن به تلاش خود در بیثباتسازی این کشور ادامه میدهند. از جمله میتوان به مطلب روزنامه واشنگتن پست اشاره کرد که با استناد به سندی که ویکیلیکس اخیراً افشا کرده است نوشت، وزارت خارجه آمریکا به طور مخفیانه گروههای سیاسی مخالف سوریه را تأمین مالی کرده است، از جمله اینکه با بودجه شش میلیون دلار یک تلویزیون ماهوارهای جدید به راه انداخته که در لندن مستقر است و از سال ۲۰۰۹ فعالیت خود را علیه سوریه و بشار اسد آغاز کرده است. به نوشته نشریه الحقیقه سند دیگری نیز که توسط یک نماینده پارلمان اروپا افشا شد نشان میدهد نمایندگان مککین، سناتور جمهوریخواه آمریکا در واشنگتن، پاریس، امان و استانبول طی یک ماه اخیر با مخالفان نظام سوریه دیدار کرده و درباره تشکیل «شورای ملی انتقالی سوریه» مانند شورای انتقالی ملی لیبی که مککین پشت تشکیل آن بود، بحث کردهاند تا بدین ترتیب مقدمات تشکیل دولت سایه در صورت سقوط قریبالوقوع نظام سوریه فراهم شود. اگر چه «مرک تونر» سخنگوی وزارتخارجه آمریکا، با گفتن این جمله که کمکها شامل گروههایی میشود که برای آزادی و دموکراسی در سوریه تلاش میکنند و هدف دولت آمریکا سرنگونی حکومت سوریه نیست، سعی در کاهش اثر منفی اسناد منتشر شده داشت، اما این صحبتها در فضای متشنج موجود به سختی قابل باور به نظر رسید. پس از آغاز ناآرامیها برخی از مقامهای اسرائیلی نیز بلافاصله واکنش نشان دادند. آویگدور لیبرمن، وزیر خارجه تندرو این کشور خواهان آن شد که جامعه جهانی با رژیم اسد نیز همچون رژیم قذافی رفتار کند. اما اندکی بعد سکوت در قبال رویدادهای سوریه به رویکرد غالب در میان مقامها و نهادهای رسمی اسرائیل بدل شد. اگر چه اسراییلیها از تضعیف دشمن دیرینه خود و متحد ایران و حزب الله خوشحال به نظر میرسند، اما نمیتوان تردید را در نوع رفتار و بیانات مقامات این کشور مشاهده نکرد. به ویژه این که اسرائیلیها در قبال آینده نظام سوریه و شکلبندیهای آتی در این کشورتصور خاصی ندارد و حضور مسلحانه جنبشهای سلفی در سوریه و احتمال قدرت گرفتن این گروهها یا اخوانالمسلمین در این کشور صهیونیستها را دچار تردید نموده است. در واقع اسرائیل علیرغم تمام مشکلاتی که با سوریه دارد، به این نکته واقف است که سوریه حداقل در کوتاه مدت مقابله نظامی و حذف نظام سیاسی اسرائیل را در دستور کار خود قرار نداده است. روزنامه «فیگارو» نیز در تحلیلی که روز ۴شنبه ۲۷ اپریل از فضای حاکم بر رسانههای صهیونیست ارائه داد، به احتمال در دستگیری ضمام امور توسط گروه اخوانالمسلمین اشاره کرده است و معتقد است که در صورت فروپاشی نظام اسد این گروه با توجه به انسجام و خواستگاهی که دارد میتواند قدرت را به دست گیرد. به عبارت دیگر، اسرائیل سود برافتادن حکومت خاندان اسد در سوریه را بیشتر از زیانها و تبعات احیاناً تهدیدآمیز آن نمیبیند و از این رو، خویشتنداری و سکوت آن بیش از ملاحظات تاکتیکی به تاملات راهبردی مربوط میشود. برخورد بسیاری از رسانههای وابسته به کشورهای مختلف نیز نوعی از هدایت رسانهای را در ماجرای سوریه تداعی میکند. به عنوان مثال میتوان به واکنش بیبیسی عربی که حتی در زمانی که تظاهرات فقط محدود به شهر ۷۵۰۰۰ نفری درعا بود اخبار آن را در صدر وقایع کشورهایی مثل یمن و لیبی و بحرین پوشش میداد و همچنین برخورد شبکه الجزیره که تبدیل به کانال تلویزیونی درگیر در کنار مخالفان شد، به طوری که برخی از روزنامهنگاران برجسته، همچون «غسان بن جدو» به منظور اعتراض نسبت به این تناقض جهتگیریها استعفا دادند اشاره کرد. به ویژه هنگامی که هر دوی این شبکهها در مورد اختناق و سرکوب در بحرین سکوت کردند. اختناقی خونبار که با مداخله نظامی سعودی ها و کشتار زندانیان سیاسی همراه شد. شخصیت رییسجمهور: بدون تردید ملتها حرف آخر را در تعیین سرنوشت کشورهای منطقه خواهند زد اما آیا اکثریت مردم سوریه خواستار سرنگونی حکومت اسد هستند؟ شاید زمانی که بشار اسد پیش از آغاز ناآرامیها در مصاحبه با وال استریت ژورنال در پاسخ به سوالی در مورد علت عدم گسترش انقلابهای عربی به سوریه گفت «سوریه ثبات دارد. چرا؟ برای اینکه با اعتقادات باطنی مردم در پیوند است. اساساً وقتی از این اعتقادات فاصله بگیرید، این مسائل هم در پی می آید.» پیشبینی نمیکرد که به زودی در کشور او نیز شبیه چنین وقایعی پیش خواهد آمد. در حالی که اکثر رسانههای جهان معتقدند ناآرامیهای سوریه نیز همانند مصر و تونس و یمن از پایگاه اجتماعی عمومی در بین مردم برخوردار است، نظر بسیاری از ناظران سیاسی حکایت از آن دارد که اعتراضات در سوریه بیشتر جنبه اقلیتی دارد و هنوز نمیتوان مطالبات مردمی در این کشور را با جریان عمومی حاکم بر جهان عرب مقایسه کرد. سردبیر الجزیره انگلیسی در این مورد میگوید «حتی اگر مخالفان جرات کافی را برای استفاده از تمام توان خود در برابر حکومت داشته باشند، در میان عامه مردم علاقه به سرنگونی حکومت آن چنان بالا نیست که حاضر به دادن هزینه بالایی برای این امر باشند.» «جاشوآ لیندیس» مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه در دانشگاه اکلاهوما نیز در این مورد میگوید: «فاکتور مهمی که در سوریه وجود دارد محبوبیت بشار اسد در میان طیف بزرگی از جوانان سوری است. بر خلاف مبارک ۸۳ ساله در مصر، اسد جوان است و جوانان نیز او را به خود نزدیک میدانند. اگر چه آنها مخالف فساد اقتصادی موجود در دولت هستند و از وضع اقتصادی نیز ناراضیاند، اما مایلند در این موضوع بیشتر اطرافیان رییسجمهور را مقصر بدانند. بسیاری از آنها معتقدند تلاشهای بشار اسد برای انجام اصلاحات توسط طیف مسن و سنتی حزب بعث (که از آنها به عنوان گارد قدیمی یاد میکنند) ناکام مانده داست.» «پیتر هارلینگ»، مدیر برنامه گروه بینالمللی بحران که چند سال است در دمشق، رویدادهای سوریه را دنبال میکند در لوموند برای راهنمایی بشار اسد میگوید: «سوریه باید در جستجوی راه سوم باشد. رئیسجمهوری سوریه که به خاطر موفقیت در سیاست خارجی توانسته محبوبیتی برای خود دست و پا کند، سرمایهای سیاسی در اختیار دارد که زمان آن رسیده تا به نفع بینشی سرمایهگذاری کند که میتواند به راه سوم میان حفظ وضع موجود و نامعلومی یک تحول انقلابی خدمت کند. اما این سرمایه ممکن است بسیار زود ارزش خود را ازدست بدهد» مخالفان: در میان نیروهای اپوزیسیون داخلی در سوریه، افراد متعلق به جنبش «بهار دمشق» سال ٢٠٠١ ، حزب مردم (ریاض ترک)، هواداران ناصر (حسن عبدالعظیم) و … همچنین شخصیتهای سیاسی داخلی به چشم میخورند. اخوان المسلمین سوریه نیز به مانند بسیاری از کشورهای عربی مهمترین اپوزیسیون داخلی نظام کنونی به شمار میرود که از دو طیف سلفی تندرو و معتدل برخوردار میباشد. بر خلاف طیف معتدل، سلفیون اخوان سابقه همکاری با غرب را نیز جهت مبارزه با حکومت اسد در پرونده خود دارند. باید به مخالفین خارج از کشور و دشمنان تاریخی «نظام» نیز توجه کرد: عموی بشار الاسد، رفعت و پسرش، عبدالحلیم خدام، معاون رئیسجمهور سابق و از دوستان نزدیک به سعد حریری، اخوانالمسلمین و دیگر گروههای تبعیدی که برخی مستقیما از سرویسهای خارجی کمک مالی دریافت میکنند و یا توسط آنها به بازی گرفته شدهاند. از مهمترین افراد مورد حمایت غرب برای رهبری مخالفان در سوریه میتوان به عبدالحلیم خدام اشاره کرد که سالها معاون و نزدیکترین شخص به بشار و پدرش محسوب میشد. وی پس از برکناری توسط بشار اسد به اتهام فساد و زد و بند با سعدحریری به کمک عربستان به فرانسه پناهنده شد و از ادعای دخالت حکومت سوریه در ترور رفیق حریری حمایت نمود. خدام که با ملک عبدالله، پادشاه عربستان و رفیق الحریری، نخست وزیر سابق لبنان نسبت خویشاوندی دارد، با استفاده از ثروت کلان خود و کمک سازمان های اطلاعاتی غرب دست به تشکیل یک گروه سیاسی برای سرنگونی نظام بشار اسد زد. مخالفین در سوریه دو سر طیفی را تشکیل میدهند که در یک سوی آن نیروهای افراطی مذهبی و سلفی و در سمت دیگر هواداران آمریکا و اسراییل حضور دارند. آنچه در این مورد میتوان با قاطعیت گفت این است که مخالفین خارج از کشور حکومت فاقد پایگاه اجتماعی و طرفدار جدی در داخل کشور میباشند و همچنین این گروهها از همبستگی جدی با یکدیگر نیز برخوردار نیستند. موضعگیریهای شخصیتها: در زیر به موضعگیری برخی شخصیتها در مورد وقایع سوریه اشاره میشود: جمعبندی: در تحلیل وقایع سوریه همانطور به نظر میرسد که اگر مثل رسانههای غربی بخواهیم شبیهسازی کامل با تونس و مصر و یمن و بحرین داشته باشیم به اشتباه رفتهایم، شبیهسازی آن با آشوبهای سال ۸۸ ایران و به منشا صرف خارجی منتسب دانستن آن نیز اشتباه است. لذا وضعیت این کشور را میتوان ترکیبی از مشکلات داخلی و دخالت خارجی دانست. از لحاظ وجود بسیاری از فاکتورهای منفی در حکومت مانند سرکوب مخالفان به ویژه اسلامگرایان، مادامالعمر بودن حکومت و عدم وجود آزادی رسانهها، لاییک و مخالف دخالت دین در سیاست بودن حزب بعث، وضعیت نامناسب اقتصادی و به تبع آن به وجود آمدن نارضایتی، سوریه واجد مؤلفههای موجود در سایر کشورهای عربی است و از این جهت نمیشود کلا ناآرامیهای مذکور را مانند ایران به دخالت بیگان خلاصه کرد. البته وجوهی مثل محبوبیت سیاست خارجی اسدین پدر و پسر در داخل و خارج کشور، ایستادگی این کشور در محور مقاومت و همچنین شخصیت محبوب رییسجمهور این کشور نیز از جمله تفاوتهای حکومت سوریه با دیگر کشورهای عربی است. نباید از یاد برد که دولت در سوریه هم مانند اغلب کشورهای عربی دولتی ضعیف از نظر توان و ظرفیت مدیریت بحران دچار مشکلات جدی است و از این رو ادامه اعتراضها میتواند کنترل آنها را دشوارتر کند. اگر بشار اسد و حلقه اطراف او در کوتاه مدت نتوانند اصلاحات را رهبری کنند ممکن است شاهد اعتراضات جدیتر و جدیدی باشند که ممکن است دشمنان این کشور با استفاده از ضعف حکومت آن را به سمت آغاز جنگ داخلی هدایت کنند. لذا بهتر است اسد از سرمایه محبوبیت اجتماعی و ارتباطات خود در منطقه در جهت مصالحه با مخالفان معتدل و مستقل و انجام اصلاحات استفاده کند. [ سه شنبه دهم خرداد 1390 ] [ 19:43 ] [ علی رستمی ]
[ ]
استکبار جهانخوار آمریکاه در راستای مواجهه استراتژیک با انقلاب اسلامی ایران که میدانستند این اسلام و این انقلاب منبعث از آن برای تمامی بشریت برنامه واعتلای مادی و معنوی دارد و اگر در مقابل آن نایستند
چپاول منابع جهان خصوصاً منابع غنی منطقه خاورمیانه را از دست خواهند داد با تحریک صدام جنگی نابرابر را برای نظام نوپای اسلامی تدارک دیدنند و با نوکران منطقه ای خود همه گونه آن ملعون را مساعدت نمودنند ولی بحول قوه الهی راه به جایی نبردنند. پس از شکست این طرح مقابله با انقلاب اسلامی- غرب و دنیای استکبار به رهبری آمریکاه و سیاه (الغاعده و طالبان )را تحت عنوان یک اسلام موازی اما خشن و بی بنیاد را بنیادی ژشت و کریع نهادنند تا به ملت های غرب آنرا معرفی نمایند- باشد که چهره اسلام ناب محمدی "صلی الله علیه و آله" را خراب جلوه دهند ولی خداوند مکر و کید آنان را به دامن خودشان برگردانید و تمام عناصر خود ساخته از صدام و الغاعده و بن لادن و طالبان و ملاعمر را به جان خویش افتاده یافتند و به برنامه نشستند تا که شاید با یک تیر دو نشان بزنند و به عراق با جعل و دروغ تحت عنوان داشتن جنگ افزار های غیر متعارف به صورت غیر قانونی حمله کردنند تا به فکر باطل خویش ایران و انقلاب اسلامی را نیز محاصره کرده باشند و از طرفی نیز داستان برج های دوقلو را از آستین به در آوردنند و به افغانستان لشکر کشی نمودنند تا ایران اسلامی را محاصره نمایند....ولی اکنون هرچه ریسیده اند را پنبه شده یافته اند و ایران اسلامی را قوی تر و مستحکم تر از دیروز یافته اند و شکوه و عزت ایران اسلامی را در منطقه (عراق-افغانستان-سوریه و لبنان) و دیگر نقاط جهان همانند آفریقا و آمریکای لاتین را ذلیلانه به نظاره نشسته اند ولی عیف که مشرکین به فهم و درکشان قفل الهی نهاده شده و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین را متوجه نمی شوند. [ جمعه سی ام اردیبهشت 1390 ] [ 20:45 ] [ علی رستمی ]
[ ]
|
|||||||||||
| [ طراحی : ثامن تم ] [ Weblog Themes By : samentheme] | ||||||||||||